شمارهٔ ۱۸۰۲ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
شتربانا، دمی محمل میارای
رها کن تا ببوسم ناقه را پای
نهادند آشنایان بار بر دل
دلم رفته ست و بارش ماند بر جای
روان شد محمل و جانم به دنبال
جرس می نالد و من می کنم وای
ندیدم ره چو غایب شد ز چشمم
غبار بختیان دشت پیمای
تو، ای کت بر شتر آب حیات است
به وادی تشنه می میرم، ببخشای
بیابان پیش چشمم گشت تاریک
مه محمل نشینم، پرده بگشای
دلم چون همرهش شد گویش، ای باد
که جان هم می رسد، تعجیل منمای
خوشی بر مردنم آخر نیارم
بدین دوری همم منزل مفرمای
رسید آن ماه چون خسرو به منزل
تو ره می بین و رو بر خاک می سای
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهی دوری و جدایی، عشق و longing است. شاعر با حسرت و افسوس از دوری معشوقش صحبت میکند و میگوید دلش همچنان درگیر عشق اوست، حتی وقتی بار سنگینی بر دوشش است. او به وضعیت ناامیدکننده خود اشاره میکند و از مرگ و جدایی میترسد. با وصف شاعرانهای از تأثیرات ناشی از فقدان معشوق، به جستجوی او در بیابانهای تاریک و پر غبار میپردازد و در نهایت به تصویر کشیدن ملاقات و دیدار دوبارهای میانجامد. شاعر از شتر و محمل به عنوان نمادهایی از سفر و جدایی استفاده میکند و از تهدید مرگ در اثر فاصله بیان میکند.