شمارهٔ ۱۷۹۸ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
دیدی که حق خدمت بسیار ندیدی
ببریدی و رنج من غمخوارندیدی
بسیار کشیدم غم و رنج تو و اندک
آن را به میان اندک و بسیار ندیدی
آماج خدنگ ستمم ساختی آخر
جز من دگری لایق این کار ندیدی
باری تو بزی شاد که داری دل خرم
چون که نشدی عاشق و آزار ندیدی
بیداری شبهام چه دیدی تو که هرگز
در خواب گهی دیده بیدار ندیدی؟
بیمار چه پرسی تو که بیمار نگشتی
تیمار چه دانی تو که تیمار ندیدی
خسرو، تو بسی غصه کشیدی ز چنان شوخ
باز از دل گمراه تو انکار ندیدی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به احساسات درد و رنج خود اشاره میکند و میگوید که دیگران به زحمات و غمهای او توجهی ندارند. او از بیتوجهی معشوق به احساساتش شکایت میکند و میگوید که او هیچگاه درد و رنج واقعی را تجربه نکرده و از احساسات دیگران بیخبر است. شاعر به این نکته اشاره میکند که اگر معشوق کمی هم درد و رنج را احساس میکرد، شاید رفتار و نگرش او نسبت به او متفاوت میشد. در نهایت، شاعر به غصه و اندوهی که به خاطر عشق متحمل شده، اشاره میکند و تلخی این تجربه را بازگو میکند.