شمارهٔ ۱۸۰۵ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
چنین کان خنده شیرین تو کردی
هلاک عاشقان آیین تو کردی
جفا می کرد بر من خود زمانه
بلای عشق تا شد، این تو کردی
نکردی رد سؤال بوسه هرگز
گدایی بر دلم شیرین تو کردی
ترا من دل سپردم، لیک جایش
در آن گیسوی چین بر چین تو کردی
نه مرد عشق بودم من، ولیکن
مگس را طعمه شاهین تو کردی
مبادا نام غم هرگز بر آن دل
مرا گر چه چنین غمگین تو کردی
مرا این ماجرای دیده با تست
چنینم بیدل و بی دین تو کردی
تو خوبان را نمودی پیشم، ای چشم
ستم بر جان من چندین تو کردی
نگفتم بد ترا، ای عشق، هرگز
که قصد خسرو مسکین تو کردی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان درد و عشق شاعر میپردازد. شاعر از تأثیر خنده و زیبایی معشوقش سخن میگوید که او را دچار عاشقانهای عمیق کرده است. او بیان میکند که زمانه به او جفا کرده و بلای عشق بر او نازل شده است. عشق او به معشوق، او را گدایی احساسات کرده و در عین حال گیسوان معشوق را نماد تسلط بر دلش میداند. شاعر اذعان میکند که هرچند در ابتدا خود را مرد عشق نمیدانسته، اما معشوق او را به دام انداخته است. او آرزو کرده که دیگر غم را احساس نکند، حتی اگر غمگین باشد. در نهایت، او به عشق خود هیچ بدی نمیگوید، بلکه به احساساتش پرداخته و از تأثیر عمیق معشوق بر زندگیاش میگوید.