نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۸۰۳ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

مرا زان میر خوبان نیست روزی

گدایان را ز شاهان نیست روزی

به سنگی چون سگان خرسندم از دور

گرم چوبی ز دربان نیست روزی

ز من زایل کن، ای جان، زحمت خویش

چو درمانت ز جانان نیست روزی

رو، ای اسکندر، از همراهی خضر

ترا چون آب حیوان نیست روزی

به حیله چند بتوان زیست آخر

تنی دارم کش از جان نیست روزی

هوس بردم به رویش، گفت بختم

شما را از گلستان نیست روزی

دل و جان و خرد بردی، ترا باد

مرا باری از ایشان نیست روزی

ز دردت باد روزی مند جانم

به دردی کش ز درمان نیست روزی

چه سود از گریه خسرو در این غم؟

چو کشتش را ز باران نیست روزی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به بیان ناامیدی و حسرت خود می‌پردازد. او اشاره می‌کند که در زندگی‌اش روزی برای خوشی و بهره‌مندی از زیبایی‌ها نیست و حتی نزدیک‌ترین چیزها به او نیز دست نیافتنی‌اند. او با استفاده از تمثیل‌های مختلف مانند گدایان و همراهی با شخصیت‌های افسانه‌ای، از عدم امکان دسترسی به خوشبختی و درمان شکایت می‌کند. شاعر به نوعی از زندگی خسته شده و احساس می‌کند که هیچ راهی برای فرار از درد و رنج ندارد. در نهایت، اشاره می‌کند که گریه و افسوس بر وضعیت موجود هیچ سودی ندارد، چرا که مشکلات و غم‌ها همچنان پابرجا هستند.