نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۸۰۰ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای باد، سلام دلم آنجا برسانی

بوسی ز لبم بر کف آن پا برسانی

یکبار رسانیش سلام همه عشاق

صد بار از آن من تنها برسانی

بسیار بگردیش ز ما گرد سر آنگاه

صد سجده فرضش ز سر ما برسانی

این پیرهن چاک به خون غرقه که دارم

پنهان ببری از من و پیدا برسانی

دیرینه پیامی که برون داده ام از دل

پرورده به خونهای دل آنجا برسانی

کردیم به خوناب جگر نقش به چهره

این قصه به آن یوسف دلها برسانی

گر بر سر خسرو گذری، دوست، هماناک

عمر وی از امروز به فردا برسانی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از باد می‌خواهد که پیغام عشق و سلام او را به محبوب برساند. او به شدت در حسرت و longing برای وصال معشوق است و از باد می‌خواهد که در سفر خود، پیام عشق را به همه عاشقان برساند. شاعر به بوسه و علامت عشق اشاره می‌کند و همچنین به درد و رنجی که به خاطر عشق متحمل شده، از جمله پیراهن خونینش. او به این امید است که پیامش به معشوق برسد و در نهایت، آرزو می‌کند که عمرش به محبوبش برساند.