نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۸۰۴ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

چه کردم کآخرم فرمان نکردی

بدیدی دردم و درمان نکردی

ز هجران تو کفری هست بر من

شب کفر مرا ایمان نکردی

به دشواری برآمد جانم از تن

ببردی جان من، آسان نکردی

چه جانها کان به وجه بوسه تو

برفت و نرخ را ازان نکردی

به گریه خواستم وصلت در این ملک

گدای خویش را سلطان نکردی

به کویت آرزومندان نمودند

نگاهی جانب ایشان نکردی

ترا گفتم که یک روزی مرا باش

برفتی از من و فرمان نکردی

دلم بردی و گفتی خواهمت داد

چو رفتی، پیش یاد آن نکردی

ندیدی عیش خسرو تلخ هرگز

به حلوای لبش مهمان نکردی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر درد و ناراحتی شاعر از دوری و بی‌توجهی معشوق است. شاعر از معشوق شکایت می‌کند که باوجود دیدن درد او، هیچ کمکی نکرده و به احساساتش اهمیتی نداده است. او به شدت از هجران معشوق رنج می‌برد و تنهایی و دشواری‌هایش را توصیف می‌کند. شاعر از معشوق می‌خواهد تا به یادش باشد و به آرزوهایش توجه کند، اما معشوق در این زمینه بی‌اعتنا بوده است. در نهایت، شاعر ناامیدی و درد خود را به تصویر می‌کشد و از بی‌وفایی معشوق گله می‌کند.