شمارهٔ ۱۸۰۹ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
دلا، با غمزه خوبان چه بازی؟
بگو با تیغ خون افشان چه بازی؟
مرا گویی که با من بازیی کن
کنم، جانا، ولی با جان چه بازی؟
ز جان سیر آمدستم من، وگرنه
مرا با آن لب و دندان چه بازی؟
تفحص کن که حال کشتگان چیست؟
چه رانی مرکب و چوگان چه بازی؟
چرا بر خود نمی بخشایی، ای دل
بر کافر مسلمانان چه بازی؟
چو پوشی درد خود از بیم جانی
چنین عشقی، بگو، پنهان چه بازی؟
نه از یارست خوشتر، آنکه بینی
نه از عشق است بهتر، آنچه بازی؟
مکن خسرو که بازی نیست این کار
ترا با ساقی سلطان چه بازی؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به بررسی بازیهای عشق و روابط انسانی میپردازد. او با اشاره به زیبایی و جذابیت معشوقهها، از درد و رنج ناشی از عشق سخن میگوید. گلایه میکند که چرا دلش اجازه نمیدهد بر خود ببخشد و از دلتنگی و نارضایتی در عشق رنج میبرد. شاعر به پیچیدگیهای عشق و بازیهای آن اشاره میکند و میپرسد که آیا این عشق واقعی است یا صرفاً یک بازی است. او همچنین به نگرانیهای ناشی از پنهان کردن دردهای خود و همچنین به ناپایداری عشق اشاره میکند. در نهایت، این شعر هشدار میدهد که زندگی واقعی و عشق فراتر از بازیهای سطحی است و باید با جدیت و توجه بیشتری به آن نگریست.