شمارهٔ ۱۸۰۷ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
شکستی طره، تا در سر چه داری؟
نگویی کینه با چاکر چه داری؟
کله کج کرده ای از بهر آن راست
که خون ریزی، دگر در سر چه داری؟
مسلمان کشتن اندر مذهب تست
بجز این خود تو، ای کافر، چه داری؟
مسلمانی ست این، آخر نه کفرست؟
ستم را، بیوفا، داور چه داری؟
ربودی جان ز خلقی از نگاهی
کنون تا چشم دیگر بر چه داری؟
ورق چون داغ شد، ابتر نگردد
چو داغم کرده ای، ابتر چه داری؟
اگر من گفته ام کز تو صبورم
دروغی گفته ام، باور چه داری؟
غمی دادی و آن دل را سپردم
من اینک حاضرم، دیگر چه داری؟
گرم دیوانه خواهی داشت در دشت
میان بربسته ام بر هر چه داری؟
فتاده سوختم بر خاک راهت
چنینم خاک و خاکستر چه داری؟
بر آب دیده خسرو ببخشای
چو جان تر کرد، چشمش تر چه داری؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر از شاعری نامی، به بیان احساسات عمیق و دردهای دل میپردازد. شاعر با زبانی انتقادی و معترض، به مسائلی چون کینهورزی، ظلم و ستم، و نفاق در دین اشاره میکند. او به شکافتن و بررسی نگرانیها و غصههای خود میپردازد و از طرفی به تأثیرات منفی که بر دیگران گذاشته، lament میکند. شاعر با بیان این که غم و درد خود را به دیگران سپرده، از طرفی در جستجوی حقیقت و محبت واقعی است. در نهایت، او خواستهاش این است که دیگران را درک کند و از دردی که ایجاد کرده، پشیمان است.