شمارهٔ ۱۸۱۲ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
نگارین مرا شد نوجوانی
که نو بادش نشاط و کامرانی
خطش پیرامن لب، گوییا خضر
برآمد گرد آب زندگانی
بمیرم بر سر کویش که باشد
سگان کوی او را میهمانی
نه بر رویت خطت، ای آیت حسن
که هست آن فتوی نامهربانی
من از باغ تو گر برگی نبندم
تو باری بر خور از شاخ جوانی
غمی چون کوه بر جانم نهادی
تو باقی مان که من بردم گرانی
چه یارد گفت در وصف تو خسرو
که هرچ اندر دل آرم، بیش از آنی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به وصف نوجوانی و زیبایی معشوق خود میپردازد. او به احساسی عمیق نسبت به معشوق اشاره میکند و از جذابیت و نشاط جوانی سخن میگوید. شاعر با ذکر جزئیات، از عشق و دلتنگیاش برای معشوق میگوید و به این نکته میپردازد که حتی سگان کوی معشوق نیز برای او مهمانی میکنند. همچنین، او به غم و بار سنگینی که در دل دارد اشاره میکند و در نهایت بیان میکند که هر چه درباره معشوق بگوید، کمتر از آن چیزی است که احساس میکند.