شمارهٔ ۱۸۱۳ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
سزد گر نیکویی در من ببینی
که خودکام و جوان و نازنینی
به گاه خنده چون دندان نمایی
مرا اندر میان چشم شینی
مسلمان دیدمت، زان دل سپردم
ندانستم که تو کافر چنینی
مه و خورشید را بسیار دیدم
بهی از هر که می گویم، نه اینی
به عیش خوش ترش خوشنودم از تو
که گاهی سرکه گاهی انگبینی
ز جان آیم به استقبال تیرت
که بر من راست کرده در کمینی
بیا گر در همی چینی ز چشمم
به شرط آنکه مهره برنچینی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به نیکوییهای محبوب خود اشاره میکند و از جذابیتهای ظاهری و رفتارهای او صحبت میکند. او میگوید که دلش را به این محبوب سپرده، هرچند نمیدانسته که او در واقع غیرمؤمن است. شاعر به مقایسه محبوب با ماه و خورشید میپردازد و ابراز میکند که داشتن لذتی از زندگی با محبوب برای او بیشتر از هر چیز دیگری ارزشمند است. همچنین شاعر به احساسات عمیق خود و تمایل به نزدیکتر شدن به محبوب اشاره میکند و در نهایت از او میخواهد که در صورت نزدیک شدن، شرطی را رعایت کند.