نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۸۲۳ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)

ای مه، بدین چابک‌روی، از آسمان کیستی؟

وی گل، بدین نازک‌تنی، از بوستان کیستی؟

سیمین‌تری از باد تر، در لب ز شیرینی اثر

با قامتی چون نیشکر پسته‌دهان کیستی؟

بادام چشمت پرفتن، عناب لعلت پرشکن

با ما نمی‌گویی سخن، بسته‌دهان کیستی؟

ترکی، ولی یغما نه‌ای، می‌بینمت تنها نه‌ای

باری از آن ما نه‌ای، آخر از آن کیستی؟

نی سر به پیمان می‌بری، نی هیچ فرمان می‌بری

ره می‌روی، جان می‌بری، سرو روان کیستی؟

از غمزه بی‌باک تو شد جان مردم خاک تو

ای من سگ فتراک تو، مطلق عنان کیستی؟

می‌نالد از غم چون چرس خسرو، نگویی یک نفس

کای مرغ نالان در قفس! از گلستان کیستی؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت یک معشوق پرداخته است. شاعر با زبانی لطیف و شاعرانه از ویژگی‌های ظاهری و روحی معشوق صحبت می‌کند، او را به گل و دیگر طبیعت‌ها تشبیه می‌کند و به نقش معشوق در زندگی خود اشاره می‌کند. شاعر، با سوالاتی مکرر، دلتنگی و اشتیاق خود را برای برقراری ارتباط با این شخص ابراز می‌کند و از قدرت عشق و جذابیت او می‌گوید. در کل، شعر به موضوع عشق و زیبایی‌های معشوق می‌پردازد و حسرت و longing شاعر را نشان می‌دهد.