شمارهٔ ۱۸۳۹ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
هر زمانی از کرشمه خویشتن بینی کنی
چند کافر کیش باشی، چند بی دینی کنی؟
صورت چین نایدت از هیچ رویی در نظر
با چنان رو گر نظر در صورت چینی کنی
آینه کو تا ببینی و ببوسی لعل خویش
وز دهان خویشتن هر دم شکرچینی کنی
گر به روی زهره گردون کنی دندان سفید
بر شرف جای مهت گویی که پروینی کنی
آینه بینی و پس گویی که من خود بین نیم
چون ببینی آینه، ناچار خودبینی کنی
گویی اندر گیسوی مشکین من مسکین شوی
گر همان سودا نبینی، بر که مسکینی کنی
مست حسنی و ز خوی بد تویی نقل ترش
جان خسرو هست، اگر رغبت به شیرینی کنی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به دغدغههای عشق و زیبایی اشاره دارد و به نوعی به جهانبینی شاعر نسبت به خود و دیگران پرداخته است. شاعر از خودکاوی و عاشقانهنگری به زیباییها سخن میگوید و تأکید میکند که اگر انسان به زیباییهای خود نگریسته و بر آن تکیه کند، در حقیقت خود را در آینه میبیند و میتواند برای خود و دیگران جذاب باشد. همچنین، شاعر با استفاده از تشبیهات و استعارهها به تبادل احساسات و درک عمیق محبت و زیبایی میپردازد. در نهایت، شاعر اشاره میکند که حتی اگر فردی دچار بروز رفتارهای ناپسند شود، با عشق و زیبایی میتواند به شیرینی در زندگی دست یابد.