نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۸۴۱ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

گر تو سیمین سرو را شکل سرافرازی دهی

بنده را در ناله با بلبل هم آوازی دهی

بهر مردن گشتم اینک ساخته تا کی هنوز

نرگس بدخوی را تعلیم بدسازی دهی

آب چشم من که شد غماز حال من به خون

کسوت لعلش همی تعلیم غمازی دهی

بت پرستی دلم بسیار شد،وقت است اگر

تیغ کافر کش به دست غمزه غازی دهی

داد این مرهم بده کز زیر پایت دور ماند

چون به صف عاشقان داد سرافرازی دهی

یار در دل، خسروا و جانم آخر، شاید آنک

پادشاه را با گدایی خانه انبازی دهی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به عشق و دل‌تنگی خود اشاره می‌کند و از معشوق می‌خواهد که زیبایی و شرافت خود را به او اعطا کند. او از حسرت و ناله‌هایی که با بلبلان هم‌صدا است می‌گوید و از سختی‌های زندگی و عشق می‌نالد. شاعر به معشوق یادآوری می‌کند که چشمان او گواه حال دلش هستند و از او می‌خواهد که به ناامیدی‌ها و غم‌هایش پایان دهد. او همچنین به بتی که در دل خود پرستش می‌کند اشاره می‌کند و خواهان آن است که معشوقش جوانب مثبت را به او بیاموزد. زندگی عاشقانه‌اش را در کنار معشوق، هم‌چون دوستی بین شاه و گدا توصیف می‌کند.