نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۸۶۲ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

آنکه جان گویند خلقی، آن تویی

وانکه شیرین تر بود از جان تویی

شهر دل ویران شد از بیداد تو

ورچه ویران تر شود، سلطان تویی

در بلای فتنه نتوان زیستن

دیر زی، گره یکی زیشان تویی

تا کیم سوزی که دل بر جای دار

چون برین دل صاحب فرمان تویی

از گران جانی من، جانا، مرنج

چون درون جان من پنهان تویی

من خوشم، گر سوخته دارم جگر

از تو خواهم عذر، چون مهمان تویی

درد خسرو هر زمان افزون تر است

از که گیرم عیب، چون درمان تویی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر در وصف معشوق خود از زبان های مختلفی استفاده می‌کند. او معشوق را به عنوان جان خود توصیف می‌کند که از هر چیز شیرین‌تر است. شاعر اشاره می‌کند که دلش از بیدادی که معشوق به او می‌رساند ویران شده و از او می‌خواهد که در سختی‌ها همیشه کنار او باشد. او از معشوق می‌خواهد که نگران جانش نباشد، زیرا درون جان او صبحانه پنهان است. شاعر همچنین بیان می‌کند که حتی اگر دلی شکسته داشته باشد، باز هم از معشوق عذرخواهی می‌کند و در نهایت به درد و رنجی که از فراق معشوق می‌کشد، اشاره می‌کند و می‌گوید که هیچکس نمی‌تواند عیب او را ببیند و درمانش کند به جز خود معشوق.