شمارهٔ ۱۸۶۵ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
تا فراقت تاخت بر من بارگی
ساختم با محنت و آوارگی
دل ز ما بردی، زهی جان پروری
خون ما خوردی، خهی غمخوارگی
چار و ناچارت چو ما فرمان بریم
چاره ما ساز در بیچارگی
چون عنان صبر بردی از کفم
یک زمان در کش عنان بارگی
وارهان یکدم از این بیداد و غم
زانکه شد بیداد غم یکبارگی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به احساس درد و رنج ناشی از جدایی و بینوازی اشاره میکند. او از محنت و آوارگی خود سخن میگوید و به غم و سختیهایی که بر او گذشته است اشاره میکند. شاعر به محبوبش میگوید که او دلش را برده و او را وادار به تحمل این درد کرده است. در نهایت، او آرزو دارد که از این بیداد و غم رهایی یابد.