نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۸۶۷ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)

هر شب، ای ماه، کجا می گردی؟

از من خسته جدا می گردی

گر به ذکر تو دمی گردد دل

هیچ گرد دل ما می گردی؟

ورق جور به کف چون خط خویش

همه در گرد بلا می گردی

با خط خویش بگویی کامشب

گرد خورشید چرا می گردی؟

من کجا تا به کجا در طلبت؟

تو کجایی و کجا می گردی؟

من دهن باز چو گل منتظرت

تو پریشان چو صبا می گردی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر از ماه می‌پرسد که چرا هر شب از او دور می‌شود و در جستجوی اوست. او به ورود به دنیای غم و بلا اشاره می‌کند و از دل خود می‌خواهد که به یاد ماه باشد. شاعر در احساس تنهایی و انتظارش از معشوق، غم و پریشانی را حس می‌کند و به زیبایی و دلنوازی او اشاره می‌کند. در نهایت، از او می‌خواهد که به گرد او بیفتد، در حالی که خود در جستجوی اوست.