شمارهٔ ۱۸۷۵ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای باد صبحگاه به من نام او بگوی
خوناب غیرتم به لب جام او بگوی
جان بو که خوش برآیدم امروز پیش او
چیزی دگر مگوی، همین نام او بگوی
بستان دعای سوخته ای، وز لبش مرا
آلوده کرشمه دشنام او بگوی
یار است یا خیال؟ نمی دانم اینقدر
آن کیست در طواف بر آن بام او بگوی
شبها منم ز غمزه او غرق خون ناب
این ماجرا به نرگس خودکام او بگوی
پیغام داد کز سر تیغت سر افگنم
حاجت به تیغ نیست، به پیغام او بگوی
وامی ست جان خسرو از آن روی همچو مه
گر ممکن است بر رخ گلفام او بگوی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر از شاعر معروف ایرانی اشاره به عشق و دلتنگی دارد. شاعر از باد صبحگاه درخواست میکند که نام معشوقش را به او بگوید و او را یادآوری کند. او احساس میکند که خون غیرتش به لب آمده و بیتابی میکند. شاعر از باد میخواهد که به معشوقش بگوید او در انتظار دیدار اوست و هیچ چیز دیگری نمیخواهد. همچنین، او میگوید که شبها به خاطر غمزه معشوقش در رنج و عذاب است. او به طور کلی در حال بیان درد و عشقش برای معشوقش است و میخواهد پیغامهایی از طرف خودش به معشوق برساند.