شمارهٔ ۱۸۷۹ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
هیچ شکر چو آن دهان دیدی؟
هیچ تنگ شکر چو آن دیدی؟
این زمانت که در کنار آمد
جز کمر هیچ در میان دیدی؟
در چمن همچو شمع مجلس ما
طوطی آتشین زبان دیدی؟
در سخن جز شراب آتش فام
ز آب آتش نشان نشان دیدی؟
راستی را شمایل قد او
هیچ در سرو بوستان دیدی؟
پرتو روی او بگو روشن
هیچ در ماه آسمان دیدی؟
همچو غرقاب عشق او، خسرو
هیچ دریای بیکران دیدی؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق خود اشاره میکند و میپرسد آیا هیچ چیزی مانند زیبایی او وجود دارد؟ او به شیرینی لبان معشوق و تناسب اندام او اشاره میکند و میگوید هیچ چیز مانند این زیبایی در جهان نیست. شاعر همچنین زیبایی او را با شمع، طوطی و ماه مقایسه میکند و در نهایت به عمق احساس عشق خود مانند دریا اشاره میکند. بهطور کلی، این شعر تجلی عشق و زیبایی است که فقط در وجود معشوق قابل مشاهده است.