نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۹۰۱ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

هوس پخته ست این پروانه بهر خویشتن سوزی

بیا و خانه روشن کن ز بهر مجلس افروزی

چه آتش می زنی زینسانم، ای دور از تو چشم بد

دل و جان است آخر نی سپند است این که می سوزی

گر از بی مهری چشمت گله کردم بنامیزد

که آموزد کمان ابرویت را رسم کین توزی

چو دیدی مردنم، گفتی که روزی روی بنمایم

چنین روزی همم در زندگی یعنی شود روزی

سگت هم می رمد از من، توانی مردمی کردن

که چون بازو کنم طوقش به تیری بازویم دوزی

چه اغرا می کنی در خون خسرو چشم بدخو را

به رحمت ره نما قصاب را، کشتن چه آموزی؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شعر اشاره به حسرت و آتش عشق دارد. شاعر به پروانه‌ای تشبیه شده که برای خود می‌سوزد و از معشوق می‌خواهد که با حضور خود خانه را روشن کند. او به دوری از معشوق اشاره می‌کند و می‌گوید که سوزش دل و جانش به دلیل همین دوری است. شاعر از بی‌مهری معشوق گلایه‌مند است و به کنایه می‌گوید که ابروی معشوق همانند کمان قصد کشتن او را دارد. او از مرگ و روزی که امیدوار به دیدار است سخن می‌گوید و تأکید می‌کند که این امید در زندگی نیز در دلش وجود دارد. در نهایت، شاعر به نکته‌ای در مورد کشتن بی‌رحمانه اشاره می‌کند و از معشوق می‌خواهد که به رحمت فکر کند.