نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۹۱۳ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

نشان آن دهن از من چه پرسی؟

حدیث جانست این، از تن چه پرسی؟

مرا جان بخش بی دستوری چشم

ازان عیار مردافگن چه پرسی؟

ز سوز سینه پر آتش من

چو دانی یک به یک روشن چه پرسی؟

سگان کوی خود را پرس حالم

مرا از خانه و مسکن چه پرسی؟

به رسوایی دریدم جامه صبر

برون شد پایم از دامن چه پرسی؟

مرا گویی، چه کردی آن دل خویش؟

ز خود پرس این خبر، از من چه پرسی؟

ز مستوران چه پرسی درد عشاق؟

غم یوسف ز پیراهن چه پرسی؟

کمال عشق نامردان چه دانند؟

نبرد تهمتن از زن چه پرسی؟

بپرس از شیرمردان، خسرو، این راز

ز رعنایان روبه فن چه پرسی؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان درد و رنج عاشقانه‌ای می‌پردازد. شاعر از دیگران می‌خواهد که درباره احوال او سوال نکنند و به جای آن، به درد و رنج عشق و جان‌نثاری او توجه کنند. او به تصاویر و نمادهای مختلفی اشاره می‌کند که نشان‌دهنده عمق احساساتش است و از تنهایی و سرنوشت تلخ خود سخن می‌گوید. در نهایت، بیان‌گر این است که عشق و عواطف انسانی عمیق‌تر از آن است که تنها با سوالات سطحی قابل فهم باشد.