نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۹۲۰ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای کاش مرا با تو سر و کار نبودی

تا دیده و دل هر دو گرفتار نبودی

شرمنده نبودی اگر از ریختن خون

آن زلف نگون تو نگونسار نبودی

بودی سر آتش که بدیدی به سوی من

گر نرگس مخمور تو بیمار نبودی

برداشتمی این دل در گوشه فتاده

گر از غم و اندیشه گرانبار نبودی

هم سهل گذشتی ستم و هجر تو بر من

گر شحنه غم بر سر این کار نبودی

مردم ز جفای تو و کس زنده نماند

در عالم اگر یار وفادار نبودی

دشوار شد احوال من و دوست نداند

گر دوست بدانستی، دشوار نبودی

خسرو، اگرت دیده به خوبان نفتادی

از غمزه خوبان دلت افگار نبودی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر حسرت می‌خورد که ای کاش هیچ‌گاه با معشوقه‌اش در ارتباط نبوده است. او می‌گوید که اگر عشق و دل‌باختگی وجود نداشت، نه دلش گرفتار می‌شد و نه عذاب می‌کشید. شاعر به زیبایی معشوقه‌اش اشاره می‌کند و می‌گوید که اگر زلف‌های او (یا زیبایی‌اش) وجود نداشت، شرمنده نشده و درد و رنجش کاهش می‌یافت. او احساس می‌کند که اگر غم و مشکل در زندگی‌اش وجود نداشت، شرایطش راحت‌تر بود و اگر دوستانش از حالش باخبر می‌شدند، شاید او را یاری می‌کردند. در نهایت، شاعر به‌طور کلی از سختی‌ها و دردهای ناشی از عشق و جدایی شکایت دارد.