شمارهٔ ۱۹۲۱ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
گر ماه تو از مشک تو آلوده نبودی
زینسان دل من خسته و پالوده نبودی
ور زلف ترا شانه فراهم ننشاندی
یک، دل به سر کوی تو آسوده نبودی
زینگونه نخوردی غم تو خون دل ما
گر غمزه خونخوار تو فرموده نبودی
ور نرگس مست تو خبر داشتی از ما
خون خوردن ما بهر تو بیهوده نبردی
تا چند کشم زین دل خود کار جفاها
ای کاش که این جان غم اندوده نبودی
آسوده دلی داشته ام، ای صنم، آن روز
کاین داغ بتان بر دل گم بوده نبودی
خسرو که به دامان مژه رفت درت را
افسوس که گر دامنش آلوده نبودی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر از شاعر به حسرت و اندوه عشق میپردازد. شاعر میگوید اگر محبوب او از ویژگیهای خاص خود (مانند بوی خوش و زیبایی) برخوردار نبود، دل او اینگونه شکسته و آشفته نبود. او از غم و درد ناشی ازعشق سخن میگوید و بیان میکند که اگر محبوبش از احساسات او باخبر بود، او اینگونه درد نمیکشید. در نهایت، شاعر آرزو میکند که ای کاش این درد و رنج را تجربه نمیکرد و به یاد روزهای آسودگیاش میافکند. این شعر به عمق احساسات و ارتباطات عاشقانه و عاطفی پرداخته و حسرتهای ناشی از عشق را به تصویر میکشد.