شمارهٔ ۱۹۲۲ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
امید نبود ار چه مرا یک نظر از وی
هم دید که بسیار بود این قدر از وی
سلطان ز کجا بر هوسش چشم نگارد؟
درویش که در یوزه کند یک نظر از وی
دل می کشدم جانب آن غنچه هنوزم
هست ار چه که صد تیر بلا در نظر از وی
پژمرده مباد، ار چه خورد از جگرم آب
آن شاخ جوانی که نخوردیم بر از وی
دوش از دل من یاد نمی کرد خیالش
کاین رفته کجا شد که نیامد خبر از وی؟
صد جان به فدایش که گه کشتن عشاق
بنمایدم از دور که گیرند بر از وی
از موی تو بر پای ملائک نهد اشکل
حسنت که نگشته ست خیال بشر از وی
دور از تو مرا دور کنند از تو و گویم
دور از همه کس بود توانم مگر از وی
در کشتن ما عیب کنندش همه، لیکن
گر عیب نگیری، چه خوش است این هنر از وی
من داشته جان را به صد افسانه همه شب
وانگه همه جنبیدن باد سحر از وی
مپسند که میرم چو سگان بر سر راهت
خسرو سگ خانه ست، مبندید در از وی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این اشعار به احساسات عاشقانه و دلتنگی شاعر اشاره دارند. شاعر از امید و محبت به محبوب سخن میگوید و بیان میکند که حتی با یک نظر از طرف محبوب، دلش شاد میشود. او به سوز و گدازهای عاشقی اشاره دارد و میگوید که حتی اگر دردی ببیند، عشق او را از یاد نمیبرد. او همچنین به زیبایی و جذابیت محبوب اشاره میکند و تأکید میکند که دوری از محبوب برایش سخت است. در نهایت، شاعر به هنر عشق و دلباختگی اشاره میکند و بیان میکند که اگرچه دیگران عشق را عیب میپندارند، اما او این عشق را هنری زیبا میداند.