شمارهٔ ۱۹۲۷ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
گل آمد و هر مرغی زد نغمه به هر باغی
هر فاخته ای دارد با همسر خود داغی
از باد صبا هر کس بشکفته چو گل خرمن
آن باد که من جویم کی می وزد از باغی؟
هر کس غم خود گویان با قمری و با بلبل
من سوخته می جویم رو کرده سیه زاغی
من سوخته ام، زاهد، تو طعنه زنی هر دم
تا چند نهی داغی ما را زبر داغی
خسرو نشود هرگز عشق و خردت با هم
کان زاغ نمی گنجد در خانه انباغی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف فصل بهار و شادی پرندگان در باغها میپردازد. هر پرندهای در کنار همسرش زندگی میکند و غمها و شادیهای خود را بیان میکند. شاعر به شدت دلتنگ و سوخته از غم عشق است و از زاهدی که به او طعنه میزند، شکایت دارد. او در تلاش است که عشق و خرد را با هم درک کند، اما به این نتیجه میرسد که عشقش در فضای مناسبی جا نمیگیرد.