نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۹۲۹ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

فراهم کرد شکل کج کلاهی

که در زیر کلاهش هست ماهی

گناه از دیدن خوبانست حقا

که نفروشم به صد توبه گناهی

سیه رویم ز دل کاین دل چنان سوخت

که بر رو می رود خون سیاهی

چنانم شب دراز آمد که شادم

اگر خورشید بینم بعد ماهی

خیالت خوابگه در چشم من کرد

مرنج، ار هست ناخوش خوابگاهی

ز سوزت چون رهم، ای جان من، وای

که دایم از غمت هستم به چاهی

به هر گلزار اشکم سبزه ها رست

سمندت را رسد زینسان گیاهی

مرا درد و غمت ز آن روی کشتند

که خسرو را رسد در دیده راهی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احساسات عمیق شاعر در مورد عشق و دردهای ناشی از آن می‌پردازد. او از شکل خاصی از کلاه سخن می‌گوید که در زیر آن ماهی وجود دارد، به نمادی از زیبایی و جذابیت اشاره دارد. شاعر بیان می‌کند که دیدن زیبایی‌های دلنشین، گناه است و او نمی‌تواند علاقه‌اش را به آن زیبایی‌ها انکار کند. او به شدت از دل سوخته‌اش رنج می‌برد و قلبش از غم عشق می‌سوزد. شاعر به شب‌های طولانی اشاره می‌کند که در انتظار صبح و دیدن محبوبش شاد است. او همچنین از خواب‌های ناخوشایندش و دلتنگی‌هایش می‌گوید و در نهایت، به غم و دردی اشاره می‌کند که ناشی از دوری از معشوقش است. احساسات تنهایی و ناامیدی در این اشعار به وضوح حس می‌شود.