نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۹۵۴ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ساقی بیا که موسم عیش است و میم و یی

می ده که لاله گون شده از باده ری و خی

رخ بر فروز و زلف مسلسل گره بزن

تا بشکند جمال تو بازار میم و هی

مه را به روی خوب تو نسبت کجا رسد

ای رویت آفتاب و لبت شین و کاف و ری

شکر شد از خجالت لعل تو آب وار

بر شین و کاف و ری چو کشیدی تو خی و طی

خط معنبر تو چو دور قمر گرفت

کردند عاشقان تو تر ری و واو و حی

روح مجسمی تو نه عقل مصوری

ای روح عقل مثل تو نادیده بی و تی

بتگر چو دید پیش رخ و قامت تو کرد

از شرم کارخانه صد ساله طی و یی

طی کن حدیث دور زمان، جام می بیار

تا باغ روح را دهم آبی ز میم و یی

می خور، مخور غم دل و دین، خسروا، دگر

بگشا به مدح خسرو آفاق لام و بی

لب بر لب نگار نه ار دست می دهد

خالی قدح مدار ز باده و میم و یی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از ساقی می‌خواهد که شراب بیاورد و جشن و شادی را فرابخواند. او به زیبایی‌های معشوق خود اشاره می‌کند و آن را با زیبایی‌های طبیعی مقایسه می‌کند. زیبایی معشوق به قدری است که حتی ماه و خورشید را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. شاعر همچنین از روح و عقل صحبت می‌کند و به تلاشی برای Whisky زنده‌کردن احساسات و اندیشه‌های عاشقانه می‌پردازد. او در نهایت بر لزوم نوشیدن شراب و دوری از غم و اندوه تأکید می‌کند. این شعر در مجموع به جشن عشق، زیبایی و لذت از زندگی اشاره دارد.