نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۹۶۲ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

دلی دارم، اما جز افگار نی

غم از حد گذشته ست و غمخوار نی

دل خویش خواهم سپردن به یار

که بیدل توان بود و بی یار نی

نگارا، تماشا می کنم در خیال

رخ تست دل سوی گلزار نی

ز خونم که چشمت چو من می خورد

شبان روز مست است و هشیار نی

ترا کارگر کرد حسن و مرا

بجز خوردن غم دگر کار نی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از دل شکسته و غمگینی خود سخن می‌گوید. او احساس می‌کند که غم‌اش به حدی زیاد شده که کسی برای تسکین او وجود ندارد. شاعر می‌خواهد دلش را به یاری بسپارد که او نیز دلی بی‌یار نباشد. او در خیال خود معشوقش را تماشا می‌کند، اما حس می‌کند که دلش به سمت گلزار نمی‌رود. همچنین، او به ارتباط بین غم و عشق اشاره دارد که حس می‌کند تنها کارش غم‌خوری است و هیچ کار دیگری ندارد.