شمارهٔ ۱۹۶۴ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
ای گل، دهن تنگت صد تنگ شکر چیزی
گل با تو نمی ماند در حسن مگر چیزی
ما را به تماشایی مهمان رخ خود کن
چون سبزه برآوردی گرد گل تر چیزی
دودی که ز آه من بر ماه زدی هر شب
در روی چو ماه تو هم کرد اثر چیزی
تا باز کرا سوزد این جادوی تو آخر
خط تو دمید اینک بالای شکر چیزی
تا باغ رخت دیدم، گل باد به چشم من
کی از گل و بستانی آرم به نظر چیزی
گفتی که کمر بندم در ریختن خونت
باری ز پی بستن داری به کمر چیزی
گویم غم و دردم بین، گویی که بتر خواهم
بسم الله اگر خواهی زین هر دو بتر چیزی
زان غم که فرستادی کرده دل خسرو خوش
جان منتظرست اینک، گر هست دگر چیزی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و زیبایی است و شاعر به توصیف معشوق خود میپردازد. او از زیباییهای معشوق میگوید و اینکه این زیباییها چقدر میتواند تاثیرگذار باشد. شاعر میخواهد که معشوق با روی دلنشین خود او را مأیوس نکند و به تماشای خود دعوتش کند. او همچنین به دلتنگی و غمهای عاشقانهاش اشاره میکند و از اثر جادوی معشوق بر دل خود میگوید. در نهایت، شاعر از آرزوی خود برای دیدن مجدد معشوق و پایان غم و درد میگوید.