نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۹۷۱ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

سخن چون زان دو لب گویی، چه گوید انگبین باری؟

به جایی کان دو رخ باشد، چه باشد یاسمین باری؟

چو غم را چاشنی تلخ است، بتوان از هوس خوردن

وگر خوردن هوس باشد، غم آن نازنین باری

هنوز آن زلف چون زنار تا کی در دلم گردد

به کار بت پرستی شد مرا ایمان و دل باری

ترا بازار خوبی گرم و من در سنگسار این جا

که گر رسوا شد عاشق، به بازاری چنین باری

بر آنی کآستین بر مالی و تیغی زنی بر من

چه حاجت تیغ ساعد، پس تو بر مال آستین باری؟

گر از دامان رحمت سایه ای بر ما نیندازی

چنین هم از من بیچاره دامن برمچین باری

لبت غیری گزید و گر دریغست از من آن خاتم

هم از دورم یکی بنمای آن نقش نگین باری

چه باشد جان شیرین، کز پی شیرین لبت ندهم

چو می یابد مگس را مردن، اندر انگبین باری

حساب زندگانی نیست روزی کز درت دورم

وگر خود مرگ باید هم به خاک آن زمین باری

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان عواطف عاشقانه و دردهای ناشی از عشق پرداخته است. شاعر از زیبایی و جذابیت معشوق سخن می‌گوید و در عین حال به تلخی‌های عشق و غم ناشی از آن اشاره می‌کند. او به تضاد بین لذت‌های عشق و دردهای آن می‌پردازد و به احساس ناتوانی و وابستگی خود در این عشق اشاره می‌کند. همچنین، ارزیابی شاعر از خود و وضعیتش، ناامیدی و ترس از رسوایی در عشق را نشان می‌دهد. در نهایت، او بر این نکته تأکید دارد که عشق و زیبایی معشوق برایش بسیار ارزشمند است و نمی‌تواند بدون آن زندگی کند.