شمارهٔ ۱۹۶۹ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
صبا آمد، ولی بویی ازان گلزار بایستی
چه سود از بوی گل ما را، نسیم یار بایستی
رخش در جلوه نازست و من از گریه نابینا
دریغا، دیده های بخت من بیدار بایستی
شبانگاهم که چون بی رحمتان می کشت هجرانش
شفاعت خواه من آن لعل شکربار بایستی
چه سودم، زانکه در کشتن رسد خلقی به نظاره
نگاهی سوی من، زان نرگس بیمار بایستی
شراب عشق خوردم، نیست کس کارد به سامانم
دلم گر مست شد، باری خرد هشیار بایستی
در آن ساعت که سرو تو من اندر بوستان دیدم
اگر در چشم من گل نیست باری خار بایستی
ز خوبی هر چه باید نازنینان را همه داری
ولیکن از وفا خالی بر آن رخسار بایستی
سگان در کوی او شبگرد و خسرو را درو ره نی
طفیل آن سگان، باری مرا هم بار بایستی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر از احساسات دلbroken و انتظار شاعر برای محبوبش صحبت میکند. شاعر به beauty گلها و بوی خوش آنها اشاره میکند، اما میگوید که بدون حضور یار، این زیباییها معنی ندارند. او از درد و بینظمی زندگیاش میگوید و اینکه چطور دیدههایش به دلیل گریه و دوری محبوب نابینا شدهاند. در این شعر، دلتنگی و عشق به وضوح حس میشود و شاعر از درد جدایی و آرزوی وصال شکایت دارد. او همچنین اشاره میکند که در زمانی که در کنار محبوبش بوده، حس کرده که همه چیز برایش زیبا بوده، حتی اگر در آن لحظه چیزی از زیبایی در چشم او نبوده باشد. به نوعی، این شعر درباره عشق، فقدان و وفاداری است.