شمارهٔ ۱۹۸۳ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
فتح می آید در دهلیز دولت باز کن
بارگاه فخر خود با آسمان همراز کن
کوس نصرت کوب و چرم طبل اگر سوده شود
تیغ برکش پوست از سرهای دشمن ساز کن
بندبند فاجران گر فی المثل از آهن است
این چنین بندان به پای پیل گرگ انداز کن
تیغ تو چون در بر لشکر کلید فتح شد
دست بگشا قلعه دربند را در باز کن
تیغ خود را گو که جان خصم و دشت کربلاست
گر توانی در بیابانی چنین پرواز کن
زنده شد ز افسانه های خشت تو بهرام گور
زین فسانه هفت گنبد را پر از آواز کن
ز ابر نیسان خود و آوازه باران خود
غلغلی افگن به دریا گوش ماهی باز کن
زآهن شمشیر درهای همه عالم بگیر
وانگه انعام ندیمان سخن پرداز کن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دعوت به مبارزه و پیروزی بر دشمنان است. شاعر از شخصیتی قهرمانگونه میخواهد که با قدرت و شجاعت به میدان بیاید و به جنگ بپردازد. او به تصویر کشیدن صحنههای جنگ و فتح اشاره میکند و از او میخواهد که با شمشیر خود درهای پیروزی را باز کند و عظمت خود را به نمایش بگذارد. همچنین، شاعر به تأثیر افسانهها و داستانها اشاره میکند و از قدرت و آواز آنها برای برانگیختن روح جنگ و افتخار میگوید. در نهایت، او دعوت به اقدام و تلاش برای پیروزی و دستاوردهای بزرگ میکند.