نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۹۸۶ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

ترک من ای من غلام روی تو

جمله شاهان جهان هندوی تو

خون ما گر ریخت در کویت چه باک

خون بهای ماست خاک کوی تو

هر چه آید در دلم غیر تو نیست

تا تویی یا خوی تو یا جوی تو

رشکم از بند قبا آید که او

ذوق ها می راند از پهلوی تو

چند می پرسی که خسرو را که کشت

غمزه تو، چشم تو، ابروی تو

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به عشق عمیق و تسلیم‌وارش به معشوق اشاره می‌کند. او خود را غلام و بنده معشوق می‌داند و از اهمیت وجود او در زندگی‌اش می‌گوید. شاعر بیان می‌کند که حتی اگر خونش در راه معشوق بریزد، برایش مشکل نیست، زیرا وجود معشوق به خاک آن کوی ارزش می‌دهد. همه احساسات و افکار او حول محور معشوق می‌چرخد و هیچ چیزی به جز او در دلش جا ندارد. همچنین، شاعر به قدرت جذبه و زیبایی معشوق اشاره می‌کند و گله‌گذاری می‌کند که غمزه و نگاه معشوق باعث درد و غم او شده است.