نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۹۸۷ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

مطربا سوی چمن وقت گل آهنگ تو کو

صوت تو، نغمه تو، بربط تو، چنگ تو کو

پیش آن لعل چه نازی به صفا ای یاقوت

آب تو، تاب تو، رخشانی تو، رنگ تو کو

ای فلک گر به پری چهره من داری بخت

مکر تو، سحر تو، افسون تو، نیرنگ تو کو

چند گویی که منم خسرو اقلیم سخن

ملک تو، کشور تو، تاج تو، اورنگ تو کو

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این verses از زیبایی‌های چمن و گل و نغمه‌های موسیقی می‌گوید و به دنبال صدای مطرب و سازهایش است. او همچنین به زیبایی‌ها و رنگ‌های یاقوت و تاب و روشنایی اشاره می‌کند. شاعر در ادامه، به تقدیر و بخت خود پرداخته و از جادوی فلک و نیرنگ‌ها سخن می‌گوید. او در انتها از خود به‌عنوان خسرو سخن می‌گوید و به دنبال تاج و اورنگ خود می‌گردد. به‌طور کلی، شاعر در جستجوی زیبایی، عشق و مقامی ویژه است.