شمارهٔ ۱۹۹۳ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فعولن مفاعیلن فعولن مفاعیلن (طویل مثمن سالم)
جهانی به خواب خوشست و من از غم به بیداری
خورد هر کس آب خوش دل من به خونخواری
شب از غم بود صد سالم همه شب ز غم ناله
نباشد چنین حالم گرم دل کند یاری
گو کنم چو کم کاری هوای چون تو یاری
جفا کن کنون باری که میرم به دشواری
زدی غمزه و هر دم نمایی رخ و لب هم
چه بخشی کنون مرهم که زخمی زدی کاری
چو بر کنگرش جو جو ترا جلوه باید نو
رگ جانم ببرد خسرو کمندت به دست آری
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این اشعار بیانگر حالتی از اندوه و رنج شاعر هستند. او در شبهای پرغم خود به بیداری ناخواسته دچار است و دیگران در خواب خوش به سر میبرند. شاعر از یک یاری گرم دل کمک میخواهد که او را از غم و درد نجات دهد. او درد و رنج ناشی از عشق را با زبان شاعرانه بیان میکند و به زیبایی معشوق اشاره میکند که باعث افزایش دردش میشود. در نهایت، شاعر به تصویر کشیدن جاذبه معشوق و اثراتش بر جانش میپردازد و از او درخواست یاری میکند.