شمارهٔ ۲۰ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
تا نظر سوی دو چشم تست یاران ترا
کی بود پیکاری آن مردم شکاران ترا
تا شدند اندر کشش دو چشم تو خنجز گذار
شغلها فرمود اجل خنجر گذاران ترا
نوجوان گشتی و شکل ناز را نشناختی
جای تسکین نیست زین پس بیقراران ترا
هر کرا امروز خواندی باز فردا کشتیش
بارک الله این چه اقبال است یاران ترا
تا دلم خوش کردی از امید پیکان ریختن
نام شد باران رحمت تیر باران ترا
شرمسار یک نظر گشتیم و هست از چشم تو
یک نظر دیگر توقع شرمساران ترا
از لب تو تشنگان محروم و ساغر بهره مند
مرهمی باید هم آخر دلفگاران ترا
خون تیره می خورند از چشم تو عشاق تو
نوش باد این می به یادت درد خواران ترا
شاه حسنی و بلا و فتنه پیشت یادگار
شرم بادا قتل خسرو کارداران ترا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر در وصف عشق و زیبایی معشوق است. شاعر با اشاره به تأثیر دو چشم معشوق بر دل عاشقان، از کشش و جذبهای که این نگاه ایجاد میکند میگوید. او همچنین به نگرانیها و دردهای عاشقان اشاره میکند و از عدم شناخت ناز و زیباییهای واقعی معشوق صحبت میکند. شاعر از این که معشوق به راحتی افراد را میکشد و چگونه دل عاشقان را با نگاهش میخشکاند، سخن میگوید. او همچنین به شرم و حسرت عاشقان نسبت به معشوق اشاره میکند و از تاثر ناشی از زیبایی او مینالد. در کل، شعر بیانگر حسرت، عشق و زیبایی است که از چشمها و لبهای معشوق سرچشمه میگیرد.