نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۱ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

باغم عشق تو می سازیم ما

با تو پنهان عشق می بازیم ما

در هوای وصل جان افروز تو

پای بند درگه نازیم ما

مردمی کن برقع از رخ برفکن

تا دل و دین هر دو در بازیم ما

یک زمان از سر بنه گردن کشی

تا به گردون سر برافرازیم ما

گر نخواهی گشت با ما مهربان

خانه هستی براندازیم ما

بعد از این با کس نه پیوندیم دل

بعد از این با خود نپردازیم ما

چون ز خسرو درد دل بشنید، گفت

غم مخور روزیت بنوازیم ما

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و اتصال عمیق به معشوق است. شاعر از ساخته شدن باغی از عشق صحبت می‌کند و به تأثیرات مثبت و جان‌افروزی وصل به معشوق اشاره می‌کند. او از معشوق می‌خواهد تا نقاب از چهره بردارد تا بتوانند به راحتی عشق را تجربه کنند. همچنین، شاعر به احساسات دوگانه‌اش اشاره می‌کند و بیان می‌کند که اگر معشوق دوستش نداشته باشد، زندگی را تغییر خواهند داد. در پایان، او به تسلی دادن معشوق در دردها و غم‌ها اشاره می‌کند.