نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۵۶ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

از تو بر خاطر مرا آزار نیست

بی تو در ملک جهانم کار نیست

گر به جای من ترا عشاق هست

جز تو در عالم مرا دلدار نیست

تا نخواهی صحبت اغیار نیست

ور به جان جویی وصال یار نیست

فتنه انگیزی، بلاجویی و کژ

در جهان چون آن بت عیار نیست

در سرا بستان فردوس برین

مثل رویت یک گل بی خار نیست

در همه بازار صرافان عشق

همچو روی زرد من دینار نیست

چون لبش از مصر شکر برنخاست

چون دو زلفش مشک در تاتار نیست

چشم او را گفتم، ای خونخوار مست

در جهانی مستی چو تو خونخوار نیست

گفت ترک مست چون خنجر کشید

جز بلاانگیزی او را کار نیست

چند بار هجر بر جانم تهی

بر درش چون عاشقان را بار نیست

ای دل بیچاره، یک چندی بساز

طاقتم هر بار بود، این بار نیست

غم بر احوال جهان تا کی خوری

خسروا، گر مر ترا غمخوار نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و دلتنگی سروده شده است. شاعر به بیان احساسات عمیق خود نسبت به معشوق می‌پردازد و می‌گوید که بدون او زندگی معنایی ندارد. او به زیبایی و خاص بودن معشوق اشاره می‌کند و می‌گوید که هیچ چیز در جهان نمی‌تواند جای او را بگیرد. شاعر همچنین به درد و رنج ناشی از جدایی اشاره می‌کند و از تحمل این آلام ناتوان شده است. او از بی‌کسی و گوشه‌نشینی نسبت به عشق یاد می‌کند و در نهایت از معشوق درخواست می‌کند که به یاد او باشد و غم را از دلش دور کند.