شمارهٔ ۲۶۰ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
مه غلام تست با رویی که هست
مشک خاک تست با بویی که هست
دست بست آیینه پیشت ایستاد
روی دیگر یافت با رویی که هست
خوی ناسازت نخواهد شد دگر
هم نخواهد ساخت با خویی که هست
تیغ برکش کز پی فرمان تست
جان و دل را پشت و پهلویی که هست
آب خورد آورد غمها سوی ما
آب چشمم را به هر سویی که هست
ای طبیب، از من برو کاین درد عشق
به نخواهد شد به دارویی که هست
چند مستوری کنی کز بهر تو
شهره شد خسرو به هر کویی که هست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت معشوق میپردازد و احساسات عمیق عاشق را در مقابل او بیان میکند. شاعر میگوید که معشوق با وجود تمام ویژگیهایش، همچنان حسی از جدایی و درد در دل عاشق ایجاد میکند. با اشاره به اینکه هیچ دارویی نمیتواند عشق را درمان کند، شاعر از عشق ناکام و غمهای ناشی از آن صحبت میکند. در نهایت، به این نکته میرسد که با وجود تلاشها برای پنهان کردن احساسات، عشق و شهرت معشوق در همه جا پراکنده است.