نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۶۷ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

ای دهانت، چشمه آب حیات

شمع رویت آفتاب کاینات

تا دلم از شادی وصلت نماند

از کمند غم نمی یابم نجات

گریه را مپسند هر دم تا به کی

پیش چشم از گریه جیحون و فرات

زاتش هجرت تن خاکی بسوخت

تا کدامین باد آرد سوی مات

هر که بی تو زنده ماند مرده به

جز وصالت نیست مقصود از حیات

گر ندیدی سبزه ای بر آب خضر

گرد آن شکر ببین رسته نبات

بت پرستان گر ز تو آگه شوند

یاد نارند از بتان سومنات

از شراب شب نشینان در خمار

هات کأسا یا حبیبی بالغدات

همچو ذره در هوای مهر تو

نیست خسرو را دمی صبر و ثبات

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تمایلات و احساسات عاشقانه پرداخته و بر اهمیت محبوب و عشق تاکید می‌کند. شاعر با استفاده از تشبیهاتی مانند "چشمه آب حیات" و "شمع رویت آفتاب کاینات" به زیبایی و نورانیت محبوب اشاره می‌کند. او به غم جدایی و اندوهی که از آن ناشی می‌شود، می‌پردازد و بیان می‌کند که زندگی بدون وصال محبوب بی‌معناست. همچنین به تاثیر عشق و اشتیاق بر وجود انسان و اشتیاق به نوشیدن شراب محبتی که از درد جدایی تسکین می‌دهد، اشاره می‌کند. در نهایت، شاعر بیان می‌کند که مانند ذره‌ای در فضای عشق، نتوانسته‌ است از حیات و وجود محبوب جدا شود.