نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۶۳ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

رنگی از حسن تو در روی گل است

وز لب لعلت خیالی در مل است

از خیال نرگس جادوی تو

در چمن ها چشم نرگس بر گل است

از نسیم صبح کی بیرون رود

بوی گل کاندر دماغ بلبل است

از کمند عنبرین گیسوی تو

ملتهب کی دل شود، گر دلدل است

رحم کن بر خسرو، ار بشنیده ای

کز فغانش عالمی در غلغل است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی‌های معشوق خود اشاره می‌کند و آن را در دل طبیعت بازتاب می‌دهد. او می‌گوید که رنگی از زیبایی معشوق در گل‌ها و بویی از لب‌های او در عطر گل‌ها حس می‌شود. همچنین، نرگس‌ها در چمن‌ها به خیال معشوق خیره شده‌اند و نسیم صبح بوی گل‌ها را به بلبل می‌رساند. شاعر از گیسوان معشوق و تأثیر آن بر قلبش سخن می‌گوید و در پایان، از معشوق می‌خواهد که به حال خسرو رحم کند، زیرا فریاد او جهانی را پر از غم کرده است.