نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۶۴ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

ای نسیم صبحدم، یارم کجاست

غم ز حد بگذشت، غمخوارم کجاست

خواب در چشمم نمی آید به شب

آن چراغ چشم بیدارم کجاست

دوست گفت آشفته گرد و زار باش

دوستان، آشفته و زارم، کجاست

نیستم آسوده و کارش دمی

یار، آن آسوده از کارم، کجاست

تا به گوش او رسانم حال خویش

ناله های خسرو زارم کجاست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر از شاعری عاشق است که به دنبال یار خود می‌گردد و در غم و اندوه عمیقی غوطه‌ور است. او از نسیم صبح سوال می‌کند که یارش کجاست و می‌گوید که غم او به حدی رسیده که دیگر طاقت ندارد. او چشم بیدار خود را به امید دیدار یار جستجو می‌کند. دوستش به او توصیه کرده که زار و آشفته باشد، اما او همچنان در پی دوستان آشفته‌اش است. او آرامش ندارد و نمی‌داند یار آرامش‌دهنده‌اش کجاست. در نهایت، او خواستار رساندن حال خود به یار است و از ناله‌هایش به یار می‌گوید.