شمارهٔ ۲۷۷ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
در چمن جان من سرو خرامان یکی ست
نرگس رعناش دو، غنچه خندان یکی ست
گفت به غمزه لبش، جان ده و بوسی ستان
کاش دو صد جان بدی، وه که مرا جان یکی ست
من ز غم گلرخی ژاله فشانم چو اشک
ابر درین واقعه با من گریان یکی ست
طرف چمن می روی طعنه زنان سرو را
بیش خجالت مده، راه جوانان یکی ست
خسرو دلخسته را بنده صورت نگر
چونکه به معنی رسی، بنده و سلطان یکی ست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق خود، که به شکل سرو خرامان و نرگس توصیف شده، اشاره میکند. او از عشق و دلباختگیاش به این معشوق سخن میگوید و ابراز میکند که حتی اگر صد جان داشته باشد، تنها یک جان و دل به وی تقدیم کرده است. شاعر همچنین از غم و اندوه خود به خاطر زیباییهای معشوق و احساساتش در برابر او سخن میگوید. در نهایت، او به همدلی و پیوند عمیق میان خود و معشوقش اشاره میکند و بر این نکته تأکید دارد که در درک معانی و حسها، هر دو یکسان و متحدند.