شمارهٔ ۲۸ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)
قدری بخند و از رخ قمری نمای ما را
سخنی بگوی و از لب شکری نمای ما را
سخنی چو گوهرتر صدف لب تو دارد
سخن صدف رها کن، گهری نمای ما را
به نظر ندیده ام من اثر دهان تنگت
اگرت بود دهانی اثری نمای ما را
منم اندر این تمنا که ببینم از تو بویی
چو صبا خرامشی کن، کمری نمای ما را
ز خیال طره تو چو شب است روز عمرم
به کرشمه خنده ای زن، سحری نمای ما را
به زبان خویش گفتی که گذر کنم به کویت
مگذر ز گفته خود گذری نمای ما را
چو منت هزار عاشق بود، ای صنم، ولیکن
به همه جهان چو خسرو دگری نمای ما را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر با لحنی عاشقانه و طلبی، از معشوق خواسته میشود که با لبخند و کلام شیرین خود، زیباییاش را به نمایش بگذارد. شاعر به زیبایی لب معشوق و تأثیر کلام او اشاره میکند و از او میخواهد که به ظرافت و دلربایی خود ادامه دهد. او به شدت مشتاق دیدن و احساس بوی معشوق است و همچنین به جدایی از وعدههای معشوق اشاره میکند و بیان میکند که در دل عاشقانگی، او برترین و تمامنما است. در کل، شعر به توصیف احساسات عمیق عاشقانه و آرزوی دیدار معشوق میپردازد.