شمارهٔ ۲۸۶ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
بیدار شو، دلا، که جهان جای خواب نیست
ایمن درین خرابه نشستن صواب نیست
از خفتگان خواب چه پرسی که حال چیست؟
زان خواب خوش که هیچ کسی را جواب نیست
چون هیچ دوست نیست وفادار زیر خاک
معمور خسته ای که چو گور خراب نیست
چون مست را خبر نبود از جفای دهر
بر هوشیار به ز شراب و کباب نیست
طیب حیات خواستن از آسمان خطاست
کز شیشه ای ذلیل امید صواب نیست
ساقی ز جام عشق به خسرو رسان نمی
زیرا که مست کارتر از وی شراب نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیداری و آگاهی از واقعیتهای زندگی اشاره دارد. شاعر هشدار میدهد که خوابیدن در غفلت و بیخبری ناپسند است و زندگی باید با هوشیاری سپری شود. او همچنین تاکید میکند که هیچ دوستی در زیر خاک وفادار نمیماند و زندگی باید در تلاش و کارسپاری به معانی عمیقتر غنایافته باشد. مستی و لذت واقعی در شراب و کباب نیست و در نهایت زندگی نمیتواند به سادگی از آسمان خواسته شود. در نهایت، شاعر میگوید که امید به عشق واقعیتهای زندگی را تغییر نخواهد داد و کسی که در مستی به سر میبرد، از واقعیات زندگی دور است.