نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۹ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

هر که زیر پیرهن بیند مرا

مرده اندر کفن بیند مرا

خویش را من خود کسی دانم ولی

یار اگر از چشم من بیند مرا

آرزو دارم قصاص از دست دوست

تا بدانسان مرد و زن بیند مرا

بر سر راهش کشیدم زار زار

بو که آن پیمان شکن بیند مرا

بیدلی کش عیب می کردم کجاست

تا به کام خویشتن بیند مرا

نازنینا، زین هوس مردم که خلق

با تو روزی در سخن بیند مرا

باد هر روزی به جولا نگاه تو

خاک خواری بر دهن بیند مرا

گر بیاید باز مرغ نامه بر

طعمه زاغ و زغن بیند مرا

جوی خون راند به جای جوی شیر

خسروم، گر کوهکن بیند مرا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات عمیق شاعر نسبت به عشق و درد ناشی از جدایی می‌پردازد. شاعر می‌گوید که هر کسی که او را ببیند، او را در حالتی مرده و بی‌جان می‌بیند. او خود را فردی مستقل می‌داند، اما اگر محبوبش او را ببیند، در آن صورت او فردی زنده خواهد بود. شاعر از دوست خود درخواست قصاص دارد تا بتواند از طریق این عذاب، خود را به محبوبش نزدیک کند. او به یاد پیمان‌شکنی دوستش می‌افتد و از غم و اندوه ناشی از دوری دردمند است. همچنین او به جوی خون اشاره می‌کند و می‌گوید که زندگی‌اش تبدیل به غمی عمیق شده است. در کل، شعر نشان‌دهندهٔ آرزوی وصال و درد جدایی است.