شمارهٔ ۳۲ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
شاخ نرگس را ببرد اینک صبا
سهل باشد بردن از کوری عصا
از خیال سبزه خاک بوستان
چشم می دوزم که گردد توتیا
تا عروس گل به دست آید مگر
سیم را چون آب می ریزد صبا
یار سیم اندام من آخر کجاست؟
یارب، او سیمرغ شد یا کیمیا؟
غنچه ای ماند دلم پر خون و تنگ
ای نسیم زلف تو باد صبا
خوش بیا کز حسرت دیدار تو
زندگانی خوش نمی آید مرا
دیگران را شمع مجلس گشته ای
گر نخواهی سوخت خسرو را بیا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به بیان احساسات عاشقانه و حسرت خود میپردازد. او به نسیم صبح و زیباییهای طبیعت اشاره میکند و از دلتنگی برای یاری که او را ترک کرده، سخن میگوید. شاعر آرزو دارد که دوباره معشوق را ببیند و از زندگی بدون او ناراضی است. همچنین به دیگران اشاره میکند که بدون معشوق نمیتوانند خوشحال باشند و به نوعی از معشوق دعوت میکند تا به او بازگردد.