شمارهٔ ۲۹۱ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
هر سو که با هزار کرشمه خرام تست
صد دل فتاده پیش به هر نیم گام تست
وه آن تویی و یا مه گردون و یا خیال
ماهی که گاه گاه به بالای بام تست
جانم فدای زلف تو آندم که پرسمت
کاین چیست موی بافته، گویی که دام تست
خود را ز تو سلام کنم زان همی زیم
میرم ازین گمان نبرم کاین سلام تست
مستی گرم تمام بسوزد عجب مدار
زینسان که دل به پختن سودای خام تست
چون می کشی مرا ز کف خویش بیش ازین
یک جرعه ای بریز که ای کشته شام تست
خونم نگین نگین که فرو می چکد ز چشم
بر هر نگین ز کلک وفا نقش نام تست
جانی که هست در کف اندیشه ها گرو
بر رخ ز خون قباله نوشتم که نام تست
خسرو که هندوانه سخن کج کج آورد
یک خنده کن وظیفه او، چون غلام تست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف زیبایی و جذابیت معشوق میپردازد و با استفاده از تصاویری خیالانگیز، عشق و وابستگی خود را به او بیان میکند. شاعر به توصیف زلف و چهره معشوق میپردازد و احساساتی چون دلباختگی و شیدایی را به تصویر میکشد. همچنین، شاعر به خنکای عشق و تأثیر آن بر وجود خود اشاره میکند و از لحظهای یاد میکند که دیگر نمیتواند از عشقش دور بماند. در نهایت، شعر به نوعی تمثیلی از تلاش برای به دست آوردن عشق و ارزشمندی آن تبدیل میشود.