نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۱۳ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

گر باغ پر شکوفه و گلزار خرم است

ما را چه سود، چون دل ما بسته غم است

چون باد صبح کرد غم آباد کاینات

بسیار جسته ایم، دلی شادمان کم است

جز سیل غم نبارد ازین سقف نیلگون

مسکین کسی که ساکن این سبز طارم است

جز خون دل مدام نباشد شراب او

هر جا یکی فقیر در اطراف عالم است

اهل تمیز خوار و حقیرند نزد خلق

جاهل به نزد خویش به غایت مسلم است

چشم طرب چگونه توان داشتن ز چرخ

کاین خیره گرد نیز ز اصحاب ماتم است

زابنای روزگار وفایی ندید کس

رحمت بر آن کسی که به ایشان نه همدم است

حقا که یک پیاله دردی و پای خم

خوشتر بسی ز جام و سراپرده جم است

خسرو، برو، به کنج قناعت قرار گیر

می نوش و سر متاب ز یاری که محرم است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شعر به بیان احساسات غم و اندوه شاعر پرداخته و نشان می‌دهد که حتی در میان زیبایی‌های طبیعت، درد و رنج درون انسان را فراگرفته است. شاعر تأکید می‌کند که خوشی‌های ظاهری همچون گل و شکوفه برای کسی که دلش در غم است فایده‌ای ندارد. همچنین به تضاد مشارکت در شادی‌ها و عذاب زندگی اشاره می‌شود، و او بر این نکته تأکید می‌کند که در عالم، فقر و نیازمندی همواره وجود دارد. در نهایت، شاعر به قناعت و دوری از توقعات بی‌جا دعوت می‌کند و می‌گوید که لذت‌های واقعی در پذیرش شرایط و یافتن شادمانی در ساده‌زیستی وجود دارد.