شمارهٔ ۳۱۴ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
آن خط پر بلا که در آغاز رستن است
با او چه فتنه ها که در انبار رستن است
ساکن تری که می دمد آن سبزه بر گلت
نی کاهلی که سبزه ات از باز رستن است
آغاز خط به ما منما و مکش، ازانک
هر آفتی که هست، در آغاز رستن است
با ما روا مدار که آید برون ز پوست
آن دشمن کشنده که بر ساز رستن است
ترسم که راز خسرو از این دل برون دمد
خط با لبت نهفته که در راز رستن است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این ابیات به بیان مشکلات و فتنههایی میپردازد که در آغاز هر چیزی وجود دارد. او با اشاره به خطی که نماد آغاز رستن است، میگوید که در این آغاز، مشکلات و آفتها نیز کمین کردهاند. او از مخاطب میخواهد که به این آغاز توجه کند و نباید فراموش کند که هر چیزی ممکن است در ابتدا دچار سختی و فتنه باشد. در نهایت، اشاره به خطراتی دارد که ممکن است از درون دلش برآید و با راز و رازی که در این دنیای رستن نهفته است، ارتباط دارد.