شمارهٔ ۳۱۷ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای آفتاب تافته از روی انورت
وی کوفته نبات ز لعل چو شکرت
شکل صنوبر قد تو چون پدید شد
بشکفت سرو از قد همچون صنوبرت
خواهد که بوی تو بکشد باد صبح، اگر
باید نسیمی از سر زلف معنبرت
موی تو سر به سر همه مشک است و هر دمی
از نافه پوست باز کند مشک اذفرت
ای کوه حلم،حلم ترا چون بدید کوه
بی سنگ شد ز غیرت ذات موقرت
تاصیبت گوهر تو به دست صدف فتاد
دریا تمام آب شد از شرم گوهرت
سرگشته اند خاک تراخسروان دهر
زان خاک گشت خسرو بیچاره بر درت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر از شاعر توصیف زیبایی و ویژگیهای خاص یک فرد محبوب است. شاعر به آفتاب و زیبایی آن اشاره کرده و تشبیهاتی از قبیل شکل صنوبر و سرو برای توصیف قد و قامت محبوب استفاده میکند. او همچنین به عطر و بوی خوش موهای معشوقهاش و تأثیر آن بر طبیعت اشاره دارد. علاوه بر این، شاعر از مقام و ارزش والای محبوب میگوید که بر دیگران تأثیر میگذارد و حتی دریا از شرم زیبایی او خشک میشود. در کل، این شعر به ستایش معشوق و ویژگیهای برجستهاش پرداخته است.